سیاه قلم های مجتبی ستوده

تخلص ادبی " خاتون نویس"

تخلص ادبی " خاتون نویس"

سیاه قلم های مجتبی ستوده

یاران همراه :

مزرعه من سال هاست پا بر جاست
در چهار فصل سال

خاتون نویس در چهارمین روز از نخستین ماه چهارمین فصل سال زاده شد
نامش مجتبی گذاشتند
شعر که نه سیاه هایش را سال هاست اینجا مینگارد و دفتر پاره های دلش
خاتونی دارد
به بزرگی و مهربانی تمام عشق ها
خاتونِ مجتبی حریم امن خاتون نوییس است
نباشد خاتون نویسی نیست .

مدتیست اسباب کشی کرده ایم از ( http://sotoudeh.blogfa.com ) به این سرا
در این سرا هستیم نامعلوم
و عشقمان
بی تاااااست
تا ندارد ....


قدومتان بر تیام مجتبی

آخرین نظرات
پیوندها


دیگر حواسِ پرت من

پیش خودم نیست

دائم گمش هی میکنم

گم میکنم هی


یک روز در آن کوچه نمناک

فردا میان چهار باغ ، یا گوشه آن باغ

روز دگر پشت سر آن روزگار خوش

شب ها میان شعر های دفتر پاییز


آری صدایش مثل مهتاب است

در آن شب پر نور مهتابی


دیدی حواسم پرت شد افتاد آن گوشه

باید که تدبیری کنم امسال


آری 

حواسم جمع این بازیست

دستم چنان زنجیر وار ، محکم

باید بگیرد این طناب امسال

آری

نیوفتد

حواسم ، کودکم خوش حال




مجتبی ستوده | 16 فروردین 93 | حواسِ پرت من




نظرات  (۱)

جمعیت زیادی دور حضرت علی(ع) حلقه زده بودند . مردی وارد مسجد شد و در فرصتی مناسب پرسید :
یا علی ! سؤالی دارم . علم بهتر است یا ثروت ؟
علی(علیه السلام) در پاسخ فرمودند : ....
ادامه ی مطلب را خودت بیا بخون

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی