سیاه قلم های مجتبی ستوده

تخلص ادبی " خاتون نویس"

تخلص ادبی " خاتون نویس"

سیاه قلم های مجتبی ستوده

یاران همراه :

مزرعه من سال هاست پا بر جاست
در چهار فصل سال

خاتون نویس در چهارمین روز از نخستین ماه چهارمین فصل سال زاده شد
نامش مجتبی گذاشتند
شعر که نه سیاه هایش را سال هاست اینجا مینگارد و دفتر پاره های دلش
خاتونی دارد
به بزرگی و مهربانی تمام عشق ها
خاتونِ مجتبی حریم امن خاتون نوییس است
نباشد خاتون نویسی نیست .

مدتیست اسباب کشی کرده ایم از ( http://sotoudeh.blogfa.com ) به این سرا
در این سرا هستیم نامعلوم
و عشقمان
بی تاااااست
تا ندارد ....


قدومتان بر تیام مجتبی

آخرین نظرات
پیوندها

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «س» ثبت شده است

دلهره میگیریم،باهم...

که هر دو متهم به فرار کردنیم!

فرار از یک سری اتفاق!

اتفاق های که تنها احساس و عشق میفهمند

ما هردو متهمیم

به شکستن ، شکستن قانون

متهمیم به بی راهه

به بی راهه هایی که از هیــــــچ کجا سر در نمی آورند.

فرار از واقعیت هایی که قبول کردنشان مرگ عشقمان است.

دستت را از سر این مترسک بر ندار.

خیـــــــلی راحت،راهت را نگیر و برو

این مترسک نه قدرت ترساندن دارد

نه توان نگه داشتن

میشکند...

میریزد...

میمیرد...!







م.ستوده

مجتبی ستوده